دو تراژدی در زندگی هیچ انسانی نباید اتفاق بیافته: یکی ناکامی در عشق و بدتر از اون وصال در عشق. چرا عشق چنین خاصیتی داره؟ معشوق چیست که هم نداشتن و هم داشتن اون (هر دوی این حالات بصورت کامل نه جزئی) یک ناکامی بزرگ در زندگی یک عاشقه؟ چرا عشق زمانی شیرینترین لحظات خودشو داره که عاشق و معشوق در شوق و بیم جدایی و وصل اند؟
اینها سوالهایی هستند که فکر می کردم شاید هیچ وقت نشه جواب منطقی واسشون پیدا کنم اما با خوندن مطلب بسیار جالبی در مورد شیمی عشق تا حدودی حل این مسایل واسم روشنتر شده. دانشمندی طی تحقیقی که در مورد عشق کرده تمام حالات و احساساتی رو که برای اونهایی که عاشق و معشوق یکدیگه اند رو بررسی و تحلیل کرده و دلیل بروز تمامی این حالات را بخاطر ترشح هرمونهای مختلف در بدن آدم در هر یک از این شرایط دونسته و نام انواع و اقسام ژنها و هرمونها و غددی که این هرمونها را ترشح می کنند به تفصیل ارائه داده. مثلا زمانی که عاشق و معشوق از هم دور هستند و دلشون واسه هم تنگ میشه بخاطر ترشح یک هرمون خاص در بدن اونها و زمانیکه با دیدن همدیگه و نگاه کردن به چشمهای هم ضربان قلبشون بالا میره و دمای بدنشون افزایش پیدا میکنه بخاطر ترشح هرمونی دیگه است. در حالیکه بنظر من اینها اتفاقهایی هستند که کمتر کسی فکر می کنه که دلیل علمی واسشون وجود داشته. نکته دیگه ای که در این مقاله به اون اشاره شده اینه که بدن انسان در مقاومترین عاشق تا چهار سال میتونه نسبت به ترشح این هرمونها ری اکشن نشون بده و بعد از اون دیگه ترشح این هرمونها واسه بدن عادی میشه و یا غدد ترشح کننده این هرمونها دیگه تحریک نمیشن. بهمین دلیل اکثر طلاقها در سال چهارم یا پنجم زندگی اتفاق میافته. پس یعنی واقعا دلیل بسیاری از طلاقهایی که خانمها و آقایون میگن دیگه از هم خسته شدیم و جذابیتی واسه هم نداریم اینه که دیگه این هرمونها در بدنشون ترشح نمیشه؟ نکته جالبی که در انتهای این مقاله به اون اشاره شده اینه که ما ممکنه خیلی چیزها رو در مورد نجوم و فضا بدونیم اما هیچ کدوم از اینها چیزی از زیبایی خورشید کم نمیکنه.
سوالی که به ذهن من رسید اینه که چطور یک مرد یا خانم متأهل پس از چند سال زندگی مشترک عاشق زن یا مرد دیگه ای میشه؟ یعنی ممکنه که این غدد از کار افتاده دوباره توسط فرد دیگری فعال بشه و ترشح اون هرمونها رو دوباره از سر بگیره. منتهی نکته ای که به اون باید توجه کرد اینه که این غدد فقط توسط همون معشوق دوم تحریک میشن و در نتیجه در چنین حالتی مرد یا خانم دوباره عاشق همسر اول خودشون نمیشن.
من فکر می کنم که عشق واقعی خیلی فراتر از این حرفها باشه. نمیدونم شاید هم نباشه. اگه آدم بعد از اینکه ترشح این هرمونها در بدنش متوقف شد هنوز هم عاشق بود اونوقته که باید بهش گفت: ...
پ.ن: مقاله شیمی عشق